شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
28
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
6 ، 2 - و فارسيان در عهد پيغمبر خودشان زرادشت و جاماسب آن سخنها را نقل « 45 » گرفتند ، و پيغمبران ايشان ايشان را ترسانيدند از اسكندر و غالب شدن او بر ملك فرس ، و ضايع گردانيدن آنچه از كتب و علوم اينها به دست او آيد ، ازين رهگذر در عراق علم مندرس گشت ، و متروك شد . مردمان گروه گروه گشتند و هر طايفه را ملكى به هم رسيد كه ايشان را ملوك طوايف ناميدند . 6 ، 3 - همچنين اهل بابل همگى مغلوب و منكوب و مقهور مىبودند « 46 » تا آنكه [ 10 - ب ] اردشير بن بابك از نسل ساسان پادشاه آن قوم بريشان گشت ، و جمع ساخت كارهاى ايشان را و بالا برد سخنان ايشان را . به طرف هند و چين و روم كسان فرستاد تا كتب و علوم علما جمع آرند . پسر او شاپور نيز طريق پدر را مسلوك داشته همان طريق نمود و كتب علمى را به زبان فارسى در آورد چنانچه هرمس بابلى و دوروثئوس سريانى و فيدروس يونانى از اثينه و بطلميوس اسكندرانى و فرماسب الهندى شرحها برين كتب نوشتند ، و تعليم دادند مردمان را چنانچه فراگرفته بودند از همهء اين كتب كه اصل همه از بابل بود ، جمع كردند و تأليف نمودند . و بعد از آن كسرى انوشيروان نيز همين طرز به عمل آورد . به جهت محبتى كه به علم و علما داشت « 47 » . به حسب اقتضاى زمان ، و گردش چرخ ، و اوضاع كواكب ، و برجى كه آن كوكب و برج بامر اللّه تعالى متصدى تدبير آن زمانست ، اهل هر زمانى را تجربهها به هم مىرسد ، و علمها تازه مىگردد . 7 - مىگويد ابو معشر در « اختلاف زيجات » كه نام كتابيست كه : ملوك فرس از غايت عنايت و توجه به صيانت و محافظت كتب علوم داشتند ، تا از حوادث هوا و آفات زمين محفوظ و باقى باشند ؛ از اوراق آنچه تاب حوادث و طول بقا داشته است ، و دور بود از نقص مثل پوست
--> ( 45 ) - د ، ت : نقلها . ( 46 ) - د : مقهور بودند . ( 47 ) - نسخهها : داشت شنيد .